ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

تولد ۱۵ سالگی

جان دلم تولدت مبارک عزیزم...... ۱۵ سال پیش این وقتا دل تو دلم نبود که برم صبح بیمارستان و بغلت کنم ...... یادش بخیر اون موقع مامان مریم و ناهید جون هم بودن کاش الان پیشمون بودن هنوز  تولدت با تأخیر گرفته میشه و حتما برات عکس می‌زارم فعلا تبریک وبلاگ و می‌زارم انشا الله تا با عکسای تولد این پست و بروز کنم  جان دلم امروز برات کیک گرفتم و اومدم خونه بعد از کلاس های مدرسه خوابیده بودی بعد که پاشدی کلی سوپرایز شدی ..... گفتم فعلا تا روز جشن تولد حداقل روز تولدت شمع و فوت کنی امیدوارم بهترین اتفاقات برات بیوفته توی سال جدید زندگیت ...... امسال کلی سال جذابی باید شناسنامه رو عکس دار کنیم و کارت ملی بگیری و آخرین واکسن...
29 فروردين 1405

سال 1405 نوروز و بهار

سلام جان دلم هر چند امسال عید متفاوتی بود و جنگ هست اما ما طبق سنت همیشگی سفره رو انداختیم و به پیشواز سال جدید رفتیم ..... اخرین عیثدی که خودمون سه نفر بودیم عید 1399 بود که کرونا شد و ناهید جون و بابا سعید نتونستن بیان ..... امسال هم به خاطر شرایط بابا سعید نتونست بیاد اما انشا الله توی شرایط بهتر میاد پیشمون ناهار عید هم مثل همیشه سبزی پلو ماهی اونم ماهی صید بابا عیسی امسال عید ساعت 18 و 15 دقیقه و 59 ثانیه بود شب عید رو رفتیم دیدن خاله زبیده که بزرگ ترمون هست و ایشا الله سایه ش همیشه بالا سرمون باشه شب عید هم دیدم درخت حیاط مون بهار زده ...
5 فروردين 1405
1